‏نمایش پست‌ها با برچسب تروریسم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تروریسم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

فروهرها را تروریست‌های افراطی ترک کشته‌اند

[آفتاب، 22 فروردین 1388]

ادعای جنجالی یک روزنامه ترکیه

روزنامه طرف، چاپ ترکیه در خبری جنجالی، فاش کرده که سازمان تروریستی ارگنکن ترکیه، مسؤول قتل داریوش و پروانه فروهر بوده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل آفتاب، در هنگام جستجو در خانه مصطفی ازبک، رییس اتحادیه «ترک متال» نامه‌ای به دست آمده‌ است که در آن، مستقیماً‌ به دخالت ارگنکن در قتل فروهرها اشاره شده است.

ازبک به دلیل این که عضو سازمان تروریستی ارگنکون است تحت بازداشت قرار دارد. ارگنکن متهم است که قصد براندازی دولت ترکیه را داشته است. محاکمه هشتاد و شش متهم به عضویت در شبکه کودتا از اکتبر گذشته آغاز شده است. در بین این افراد ژنرالهای بازنشسته ارتش، روزنامه نگار و شخصیت‌های سیاسی دیده می‌شود.

با دستگیری ژنرال‌های مخالف دولت؛ تنش‌ها در ترکیه اوج گرفت [+]
محاکمه متهمان کودتا در ترکیه [+]
فرمانده سابق پلیس ویژه ترکیه دستگیر شد [+]
ارگنکن، آزمون روابط دولت و ارتش در ترکیه [+]
دستگیری 30 نفر دیگر در ترکیه در ارتباط با پرونده ارگنکن [+]
بیشتر مردم ترکیه ارگنکن را واقعی می‌دانند [+]

نامه به دست آمده اشاره به آن دارد که ارگنکون در سال 1998 داریوش فروهر، وزیر اسبق کار ایران و همسرش را به همراه «گالینا واسیلیونا استراوویتووا»، نماینده مجلس روسیه به قتل رسانده است.

به نوشته روزنامه طرف، این نامه به دست یکی از افراد نظامی حزب با نام مستعار غفور نوشته شده. در ابتدای آن آمده است: «قابل توجه آقای مصطفی ازبک» و در ادامه کشته شدن سه نفر به دست ارگنکون روایت شده. این سه نفر فروهر و همسرش در ایران و «استاروویتووا» در روسیه هستند.

این ترورها بعد از اخراج عبدالله اوجالان، رییس حزب کارگران کردستان (PKK) از سوریه انجام شد. اوجالان در حال حاضر زندانی است.

در نامه آمده: «رییس گرانقدر ما مستعدترین تیراندازها را برای عملیاتی ضروری به ایتالیا فرستاد. در همین حین، استراراویتووا که با رییس گروه [اوجالان] تماس تلفنی داشت و به او کمک کرده بود کشوری برای پناهنده شدن پیدا کند از سوی پیوندهایی که از طرف خود رییس در اوکراین ایجاد شده بود کشته شد. فروهر، وزیر کار سابق ایران که تماس‌های مکرر او با اوجالان در حال بیشتر شدن بود، دو روز بعد از حضور رییس کشته شد. سپس رییس بسیار محترم ما به ایتالیا بازگشت.»

اوجالان که از سوریه اخراج شده بود ابتدا به روسیه و بعد به ایتالیا رفت. در آن جا ترکیه از مقامات ایتالیا خواست او را برای محاکمه به این کشور بازگردانند. تلاش‌های ترکیه برای استرداد اوجالان از ایتالیا به جایی نرسید و اوجالان سرانجام توسط نیروهای امنیتی ترکیه دستگیر شد و به این کشور بازگشت.

استاراویتوا در 20 نوامبر 1998 در مقابل خانه‌اش کشته شد. فروهر و همسرش هم دو روز بعد در خانه با چاقو مورد حمله قرار گرفته و کشته شدند. در آن هنگام گفته می‌شد هر دو ترور از طرف نیروهای خودسر روسیه و ایران انجام شده است.

به نوشته این روزنامه ترکیه، سه فرد از روسیه قاتل استاراوویتووا شناخته شده و به 11 تا 23 سال زندان محکوم شدند و سه نیروی ایرانی هم به دلیل قتل فروهر اعدام شده و پنج نفر دیگر به حبس ابد محکوم گشتند.

روزنامه طرف می‌افزاید: «طبق این نامه دولت سایه ترکیه هر دو سیاستمدار را به دلیل تماس‌های تلفنی با اوجالان و پیشنهاد کمک به او کشته است. این نامه همچنین به نیازهای مالی سازمان تروریستی ارگنکون برای عملیات در ایتالیا، آلمان، لیبی و سودان اشاره دارد. قرار بود در این کشورها نیروها پول را بین 1459 نفر تقسیم کنند».

گفتنی است، پروانه و داریوش فروهر، عصر ۱ آذر سال ۱۳۷۷ در منزل شخصیشان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسیدند و جسدشان به نحو فجیعی مثله شد.

این قتل‌ها، سرآغاز پرونده‌ای جنجالی شد که قتل‌های زنجیره‌ای نام گرفت. در جریان این پرونده جنجالی، آیت‌الله دری نجف‌آبادی، وزیر اطلاعات وقت دولت خاتمی از سمت خود استعفا داد.

دستگیری سعید امامی، مصطفی موسوی (کاظمی) و مهرداد عالیخانی، از مسؤولان وقت وزارت جمهوری اسلامی ایران، و خودکشی سعید امامی در زندان، از تبعات بعدی این پرونده معروف به شمار می‌رود.

در دادگاه برگزار شده برای متهمان این قتل‌ها، در نهایت ۱۸ متهم پرونده که البته سعید امامی در میان آن‌ها نبود، به حبس‌هایی از دو سال تا حبس ابد محکوم شدند.

قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده‌ها، مصطفی موسوی (کاظمی) و مهرداد عالیخانی را به اتهام آمریت در قتل داریوش و پروانه فروهر، به چهار بار حبس ابد محکوم کرد. محمود جعفرزاده و علی محسنی به‌ترتیب به اتهام زدن ۲۶ ضربه و ۲۵ ضربه کارد بر بدن داریوش و پروانه فروهر، به قصاص نفس محکوم شدند.

حمید رسولی، مجید عزیزی و مرتضی فلاح نیز به استناد معاونت در جرم، به دو فقره حبس ابد محکوم شدند. ابوالفضل مسلمی، محمد اثنی‌عشر، علی صفایی‌پور، مصطفی‌هاشمی و علی ناظری نیز به‌ترتیب به هشت، هفت، هفت، هشت، و دو و نیم سال حبس محکوم شدند.

اصغر سیاح و خسرو براتی، همکاری خود در این ماجرا را تکذیب کردند و گفتند که هنگام قتل فروهرها بیرون از خانه بوده‌اند.

۱۳۸۷ دی ۲۸, شنبه

قطعنامه پارلمان اروپا- محكوميت شوراي وزيران به خاطر سرپيچي از احكام دادگاه

[همبستگی ملی 26دی 1387]

پارلمان اروپا در قطعنامه يي كه روز14ژانويه (25ديماه) دراجلاس رسمي اين پارلمان در استراسبورگ به تصويب رسيد، شوراي وزيران اتحاديه اروپا را به خاطر اجرا نكردن چند حكم دادگاه كه به سود سازمان مجاهدين خلق ايران صادر شده، به شدت محكوم كرد.در قطعنامه مصوب پارلمان اروپا كه با عنوان «وضعيت حقوق بنيادين در اتحاديه اروپا» به تصويب رسيده، آمده است. پارلمان، اتحاديه اروپا را به خاطر اين كه حكم دادگاه عدالت اروپا در 12 دسامبر2006 و احكام دادگاه عدالت اروپا در چهارم و هفدهم دسامبر 2008 و هم چنين حكم دادگاه استيناف انگلستان در هفتم مه 2008 به سود سازمان مجاهدين خلق ايران را اجرا نكرده، محكوم مي كند
.
قطعنامه مصوب پارلمان اروپا تأكيد مي كند: جامعه اروپا بر يك رشته مباني مشترك و حقوق بينادين بناشده است و حفاظت و ارتقاي حقوق بنيادين، پايه دموكراسي در اروپا را تشكيل مي دهد و پيش شرط ضروري براي آزادي، امنيت و عدالت در اروپاست.درپي صدور قطعنامه پارلمان اروپا، گروه پارلماني دوستان ايران آزاد در اين پارلمان اروپا با صدور بيانيهيي اعلام كرد: اكنون پارلمان ما كه ميليونها تن را در اروپا نمايندگي مي كند، موضع خود را بسيار روشن نموده است. ما بار ديگر از شوراي اتحاديه اروپا ميخواهيم كه به حكومت قانون احترام بگذارد و سازمان مجاهدين خلق ايران را بلا درنگ از ليست تروريستي اش حذف كند.
متن بيانيه گروه پارلماني دوستان ايران آزاد درپارلمان اروپا بدين قرار است.دوستان ايران آزادپارلمان اروپااطلاعيه مطبوعاتي14 ژانويه 2009پارلمان اروپا براي حذف سازمان مجاهدين خلق ايران از ليست تروريستي فراخوان مي دهد
در قطعنامه يي كه در اجلاس پارلمان اروپا در استراسبورگ به تصويب رسيد، اين پارلمان قوياً شوراي وزيران اتحاديه اروپا را به خاطر عدم اجراي چندين حكم دادگاه كه به سود سازمان مجاهدين خلق ايران (پي.ام.او.آي)، مهمترين اپوزيسيون دموكراتيك ايراني، صادرشده است، محكوم كرد.پاراگراف مربوط به اين موضوع بدين شرح است:[گزارش: گيوستو كاتانيا، (A6-0479/2008) - وضعيت حقوق بنيادين در اتحاديه اروپا (2004-2008)]«پارلمان اروپا از عدم اجراي احكام 12 دسامبر 2006 و 4 دسامبر و 17 دسامبر 2008 و تصميم دادگاه استيناف انگلستان درباره سازمان مجاهدين خلق ايران (پي.ام.او.آي) در 7 مه 2008 ابراز انزجار ميكند».موفقيت اروپاي متحد از نهادهاي دموكراتيك و از حكومت قانون ناشي مي شود، نه از تصميم خودسرانه توسط يك ارگان. اين حقيقت كه شوراي وزيران حكم دادگاه را رد كرده است، يك تراژدي است و يك پارچگي نهادين جامعه اروپا را مورد تهديد قرار مي دهد. اگر امروز يك نهاد مي تواند اين چنين خودسرانه و به سهولت مباني بنيادين اتحاديه اروپا را پايمال كند، چه چيزي در آينده متصور خواهد بود؟ از اين بدتر، محصول اين تصميم يعني استمالت از رژيم ايران استكه خود مايه خجالت و شرمساري است. اين( سياست استمالت) يك پيشينه بد براي آينده به وجود مي آورد و هيچ حاصلي نداشته است.اكنون پارلمان ما -كه ميليونها تن را در اروپا نمايندگي مي كند موضع خود را بسيار روشن نموده است- ما بار ديگر از شوراي اتحاديه اروپا ميخواهيم كه به حكومت قانون احترام بگذارد و بلادرنگ سازمان مجاهدين خلق ايران را از ليست تروريستي حذف كند.استروان استيونسون، نماينده پارلمان اروپامعاون گروه احزاب مردم و احزاب دموكرات مسيحي و رئيس مشترك دوستان ايران آزادپائولو كاساكا، رئيس مشترك گروه پارلماني دوستان ايران آزاد درپارلمان اروپاقطعنامه مصوب پارلمان عليه برچسب ظالمانه تروريستي و درحمايت ازحاكميت قانون، برمجاهدين و مقاومت ايران، بر ايرانيان آزاده و هم وطنان متحصن و تظاهركننده در بروكسل و ديگركشورها، مبارك باد.
لینک به متن قطعنامه [پاراگراف 31] - انگلیسی

۱۳۸۷ دی ۱۳, جمعه

برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی: بخش دوم

[چپ و راست دریافتی 13 دی 1387]
مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی: بخش دوم
فهرست الفاسامی آمرین، مسئولین و عاملین قتل های حکومتی پاییز1377 خورشیدی (معروف به قتل های زنجیره ای)بر مبنای مندرجات بخش های در دسترس پرونده ی متهمین قتل های حکومتیلیست حاضر علاوه بر اسامی حقیقی اکثر عاملین قتل ها، در برگیرنده ی اسامی سازمانی و اداری آنان در درون وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است که معذلک به دلیل استفاده ی رسمی و طولانی مدت، این اسامی هم جزیی از هویت حقیقی، مستند و قابل تحقیق آن افراد محسوب می شوند. علاوه بر اسامی سازمانی، در پرونده های اولیه ی بازجویی این افراد در سازمان قضایی نیروهای مسلح، به توصیه ی حجت الاسلام محّمد نیازی مسئول رسیدگی به پرونده ی قتل ها در مقام دادستان نظامی تهران تا سال 1378،همه ی متهمین از اسامی و مشخصّات ساختگی جدیدی استفاده نمودند که نظر به استفاده از برخی از اسناد اولیه، این اسامی ساختگی را نیز در کنار سایر اسامی قرار داده ایم که برخی ازاین اسامی قابل تطبیق با اسامی اصلی آنان نیز هستند.
-----------------------------------------------
برای مطالعه متن کامل اینجا را کلیک کنید [pdf]
-----------------------------------------------

۱۳۸۷ دی ۱۲, پنجشنبه

مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی - بخش یکم

[دریافتی چپ و راست 11 دی 1387]
چو ایران نباشد تن من مباد
قتل های حکومتی در جمهوری اسلامی
حزب مرز پرگهر با انتشار بخشی از اعترافات متهمین قتل های حکومتی(قتل های زنجیره ای) پاییز 1377 خورشیدی امیدوار است که ضمن گرامی داشت خاطره ی رهبران شجاع نهضت ملی ایران یعنی داریوش فروهر و پروانه اسکندری و سایر قربانیان قتل های معروف به "زنجیره ای"، توجه نسل جوان میهن را به ماهیت و عملکرد رژیم ضد مردمی و ضد ایرانی حاکم بر کشورمان جلب نماید. حزب مرزپرگهر همچنین از نسل پر شور کنونی دعوت می کند که با دور شدن از تفکرات نسل گذشته ای که جنایات رژیم را دست آویزی برای از میان رفتن رقبای عقیدتی و سیاسی خود فرض می کرده است، سنت دفاع جانانه از تمامی منتقدین و مخالفان نظام و تمامی قربانیان بی دفاع آن را دوباره زنده نماید و بر واقعیت کنونی تفرقه، گروه گرایی و تعصب فرقه ای نقطه ی پایانی گذارد.
برای مطالعه متن کامل روی لینک زیر کلیک کنید
مرزپرگهر افشا می کند:برگزیده پرونده ی قتل های حکومتی - بخش یکم (PDF)
__________________________________________________

۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه

غزه نبايد تنها بماند

[کیهان 9 دی 1387]

(يادداشت روز)
روز گذشته رهبرمعظم انقلاب در پیام قاطع و دردمندانه خود درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه، ضمن آنکه گرگهای صهیونیست را کافر حربی می خوانند، همه مجاهدان فلسطین و مومنان دنیای اسلام را موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه کرده و می فرمایند؛ هر کس در این دفاع مقدس کشته شود، شهید است و در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول الله(ص) محشور خواهد شد.
حمله وحشیانه رژیم اشغالگر قدس به منطقه غزه همچنان ادامه دارد و صدها فلسطینی بی پناه که تا چند روز پیش در محاصره ظالمانه صهیونیست ها و سکوت ذلت بار دولت های منطقه و سران عرب گرفتار آمده بودند، اکنون زیر آتش دشمن به خاک و خون کشیده شده اند.
جنایات رژیم غاصب اسرائیل که با تشدید حملات خود علیه مردم بی دفاع غزه رقم می خورد، نشانه آن است که این رژیم در پی ایجاد یک فاجعه انسانی وحشیانه و نسل کشی در اراضی اشغالی فلسطین است. حضرت آیت الله خامنه ای ولی امر و رهبر دنیای اسلام وقتی درباره رژیم صهیونیستی تعبیر فقهی «کافر حربی» بکار می برند، به آن معنا است که بر همه مسلمانان فرض است تا در صفوفی متحد و چون «ید واحده» علیه اسرائیل جنایتکار قیام کنند. پیام معظم له به مثابه «حکم جهاد»ی است که همه مجاهدان و مومنان دنیای اسلام را به دفاع از مردم مظلوم فلسطین و انتقام سخت از این جرثومه فساد و ویرانگری فرا می خواند.
«سران عرب مرده اند؟!» تیتر دیروز روزنامه بود. آیا کسانی که حیات و ادامه زندگی نفرت انگیزشان را در گرو مزدوری گرگ خونخواری می دانند که در کشتار زنان، کودکان و مردم مظلوم و بی پناه غزه، آن هم پس از 18 ماه اسارت در محاصره غذایی و دارویی از هیچ فرومایگی کم نمی گذارد، زنده اند؟! و یا مرده ای هستند که بزودی و به دست انتقام الهی که از آستین مومنان و مجاهدان برخواهد آمد بوی تعفنشان زباله دان تاریخ را پر خواهد کرد.
«مبارکی» که میراث دار فرعونیان و از تبار ظالمان بوده و بدون تردید هم پیاله اشغالگرانی است که نان حاکمیت دو روزه دنیا را در کاسه خون و اشک و آه فرزندان و مادران مظلوم سرزمین غزه و فلسطین بی پناه می زنند؛ «ابومازن» و آن سران عربی که روز حمله و قبل از شروع عملیات وحشیانه ارتش رژیم صهیونیستی، در رام الله گردهم می آیند و همراه جنایات و سفاکی های اسرائیل غاصب می شوند؛ «آل سعودی» که کنفرانس ادیان را در مهد کفر و الحاد، علم می کند و سران کشورهای عربی را با مسئولان رژیم اشغالگر و شیطان بزرگ، آمریکا دور یک میز می نشاند و باده می نوشد و نرد سرسپردگی به آنان می بازد؛ «سران عربی» که در نشست انحرافی با 1+5 گردهم می آیند تا مشکل اصلی منطقه را ایران(!) معرفی کنند و فضای سیاسی لازم و فرصت فراخ تری برای جنایات بیشتر رژیم صهیونیستی فراهم کرده و چراغ سبزی برای حمله گسترده به مردمی که برای آرمانهای خود 60 سال مبارزه کرده و تسمه ستم بر گرده خویش تحمل کرده اند نشان دهند، آیا زنده اند؟ بدون شک روزی آه مادران مظلوم فلسطین دامان آنان را خواهد گرفت و در دوزخ انتقام مردم سخت گرفتار خواهند آمد.
آن روز خیلی دور نیست. مردم مظلوم غزه و فرزندان معصوم سرزمین زیتون، پدرانی که استضعاف و حرمان صبحشان را شام می کند و مادران دل شکسته ای که اشک و آه، سودای شان شده، مردمانی که هیچ فریادرس و پناهگاهی جز خدا ندارند و مصداق مسلم «مضطر»ند، حتماً دعایشان به اجابت معبودی که انتقامش بسیار سخت خواهد بود، می رسد.
به یقین حساب ملت های مسلمان را باید از حکمرانان بی غیرت و مزدورشان جدا کرد.
اگر ملت های مسلمان، خصوصاً در کشورهای عربی، مردم غزه را مسلمان و عرب می دانستند و هر کدام در حمایت از آنان فریاد می زدند و حکام کشورهایشان را تحت فشار می گذاشتند، قطعاً رژیم صهیونیستی امروز قادر نبود با آخرین و جدیدترین موشک های ساخت آمریکا نوار غزه را از هوا و دریا به آتش بکشد.
شاید وقت آن رسیده که ملت های مسلمان علیه حکمرانان مزدورشان قیام کنند. «انتفاضه» هایی در همه کشورهای عربی تا زمینه برای نجات باقیمانده وجدان کشورهای عربی که هر چه جنایت و ظلم در غزه می بینند، دم برنمی آورند و کاری نمی کنند، فراهم آید.
مردم فلسطین و جنبش مقاومت حماس راهی جز «مقاومت» در برابر دشمن ندارند. اگر در حلقه تنگ محاصره اقتصادی غزه، آنان از حماسه مقاومت در مقابل لقمه نانی چشم پوشی می کردند - که نکردند- و تسلیم اراده صهیونیست ها می شدند - که نشدند- باز هم رژیم اشغالگر دنبال بهانه ای برای نابودی و حذف آنان از جغرافیای سرزمین مادری فلسطینی ها بود.
در برابر ملت فلسطین یک گزینه بیشتر وجود ندارد و آن گزینه «مقاومت» و دفاع از خویش در برابر وحشی گری های دشمن صهیونیستی است و تا زمانی که سرزمین فلسطین در اشغال غاصبان است، ادامه خواهد یافت.
مجامع بین المللی حقوق بشر چرا در برابر این همه جنایت و خون، سکوت مرگ گرفته اند؟ حمله به مناطق مسکونی و به خاک و خون کشیدن صدها مرد و زن و کودک آن هم در فجیع ترین شکل ممکن چرا حساسیت آنان را برنمی انگیزد؟ آیا مردم بی دفاع غزه جزیی از «بشر» نیستند؟! این جنایات صهیونیست ها در قتل عام غزه، جنایت علیه بشریت به حساب نمی آید؟ و آیا باید منتظر ماند تا ببینیم سازمان های حقوق بشر و مدعیان دموکراسی و حقوق انسانی چه واکنشی از خود نشان می دهند؟
امروز روز تحمل و مماشات نیست. امروز روز مقاومت و عرصه دفاع از کیان مسلمانی است.امروز غزه تنهاست. دیر یاسینی جدید با گستره ای به مراتب وسیع تر برپا شده است. فرزندان فلسطین در خون خود دست و پا می زنند و چشمه اشک مادران غزه خشک شده است. امروز مردم فلسطین و غزه در راه «مقاومت» تا پیروزی» یا «شهادت» حرکت می کنند. باید بپا خاست و مردم غزه را تنها نگذاشت.
امروز اول محرم و ماه پاسداشت حماسه عاشورا و ماتم در سوگ حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران ابی عبدالله است. باید در کنار ماتمی که از مظلومیت طفلان و کودکان حضرت حسین(ع) بر دل می نشانیم، روضه فرزندان غزه را هم بخوانیم.
حمید ایمانی

حکم خامنه ای: هرکس در دفاع از مردم غزه کشته شود شهيد است

[کیهان 9 دی 1387]
حکم تاريخى رهبرانقلاب براى مقابله با کافران حربي

رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: همه مجاهدان فلسطین و همه مومنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه اند و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه همچنین با اعلام عزای عمومی در روز دوشنبه افزودند: امید آن خواهد داشت که شهید غزه در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول الله صلی الله علیه و آله محشور شود.
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون
جنایت هولناک رژیم صهیونیستی در غزه و قتل عام صدها مرد و زن و کودک مظلوم، بار دیگر چهره خونخوار گرگ های صهیونیست را از پشت پرده تزویر سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این کافر حربی را در قلب سرزمین های امت اسلام، به غافلان و مسامحه کاران گوشزد کرد. مصیبت این حادثه هولناک برای هر مسلمان بلکه هر انسان با وجدان و با شرف در هر نقطه جهان بسی گران و کوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سکوت تشویق آمیز برخی دولت های عربی و مدعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر که دولت های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه آفرینی بزرگ معرفی کنند؟
سران این کشورها چه جوابی در برابر رسول الله صلی الله علیه و آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود که یقیناً عزاداران فاجعه اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتکار بوش در واپسین روزهای حکمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریکا را بیش از پیش روسیاه کرد و پرونده جرائم خود را به عنوان جنایتکار جنگی قطورتر ساخت. دولت های اروپائی با بی تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه بزرگ، یکبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت کردند و شرکت خود در جبهه ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اکنون سؤال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است که آیا هنگام آن نرسیده است که برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است که به واجب نهی از منکر و کلمه حق عند امام جائر عمل کنید؟ آیا عرصه دیگری عریان تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی کفار حربی با منافقان امت برای سرکوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تکلیف کنید؟
سؤال من از رسانه ها و روشنفکران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانه ای و روشنفکری خود بی تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمان های حقوق بشر رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟
همه مجاهدان فلسطین و همه مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه اند و هر کس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت که در صف شهدای بدر و احد در محضر رسول الله صلی الله علیه و آله محشور شود.
سازمان کنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه تاریخی خود عمل کند و جبهه یکپارچه ای به دور از ملاحظه کاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشکیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله دولت های مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره طولانی مدت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند.
ملت های مسلمان می توانند با عزم راسخ خود این مطالبات را تحقق بخشند و وظیفه سیاستمداران و علما و روشنفکران در این برهه بسی سنگین تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام می کنم و مسئولان کشور را به ادای وظایف خود در این حادثه غم انگیز فرا می خوانم.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
سیدعلی خامنه ای
8 دی 1387
29 ذی الحجه الحرام 1429

۱۳۸۷ دی ۴, چهارشنبه

مذاکرات رهبران بغداد و آنکارا برای مقابله با پ.کا.کا.

[رادیو فرانسه 4 دی 1387]

نوری المالکی، نخست وزیر عراق، در روز چهارشنبه، بیست و چهارم دسامبر، در آنکارا با عبدالله گل، رئیس جمهوری، و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، دیدار و گفتگو می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در این مذاکرات مبارزه با شورشیان کرد ترکیه که در شمال عراق مستقر شده اند، مهم ترین مسألۀ مورد بحث است.

در حدود چهار هزار چریک وابسته به حزب کارگران کرد ترکیه (پ.کا.کا.) در کردستان عراق هستند و از این منطقه به عملیات علیه ترکیه دست می زنند.

ترکیه تا به امروز به گونه ای مکرر مواضع این چریک ها در شمال عراق را هدف بمباران های هوائی قرار داده و نیروهای ارتش ترکیه چند بار در تعقیب آنان وارد خاک عراق نیز شده اند. بدیهی است که فعالیت چریک های پ. کا.کا. به مشکلی اساسی در روابط آنکارا و بغداد بدل شده است.

عراق، ترکیه و آمریکا، در ماه گذشته، به تشکیل کمیته ای اقدام کردند که کار آن ارزیابی گسترۀ خطر پ.کا.کا. و دست زدن به واکنش در مقابل این خطر است.

در روز سه شنبه، جلال طالبانی، رئیس جمهوری کرد عراق، اعلام کرد که جناح های کرد این کشور در آیندۀ نزدیک گردهم آمده و از حزب کارگران کرد ترکیه خواهند خواست دست از مبارزۀ مسلحانه برداشته و به مبارزۀ سیاسی دموکراتیک روی آورد.

جلال طالبانی علاوه بر این، خطاب به چریک های پ.کا.کا. افزود:" باید این نکته را دریابند که در بن بست قرار گرفته اند. البته رئیس جمهوری عراق از ترکیه نیز خواست برای تشوق چریک های کرد به بر زمین گذاشتن سلاح ها دست به اقداماتی بزند".

به گزارش خبر گزاری فرانسه، رسانه های ترکیه این اظهارات طالبانی را به عنوان نشانه ای از قصد دولت عراق و کردهای این کشور به غیر قانونی اعلام کردن حزب کارگران کرد ترکیه تعبیر کرده اند. قصدی که در صورت از قوه به فعل درآمدن، موجب مسدود شدن روند کمک رسانی مالی به این حزب خواهد شد.

ترکیه تاکنون چند بار به اعلام عفو البته در مقیاسی محدود در ارتباط با شورشیان کرد این کشور اقدام کرده است. در حال حاظر نیز عفو دولت شامل حال چریک ها می شود ولی فرماندهان آنان را در بر نمی گیرد.

نبرد مسلحانۀ پ.کا.کا. علیه ارتش ترکیه و عملیات متقابل ارتش از سال ١٩٨٤ تا به امروز به قیمت جان بیش از ٤٤٠٠٠ نفر و ویرانی گروه بی شماری از دهکده های کرد نشین ترکیه تمام شده است.

تورج اتابکی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین المللی در هلند، بر این باور است که این مذاکرات اگر با مشارکت دادن دولت خودمختار اقلیم کردستان همراه نباشد، موفقیتی در بر نخواهد داشت.

از نظر این استاد دانشگاه، چریک های عضو حزب کارگران کرد ترکیه که در شمال عراق مستقرند به برکت بیست و پنج سال مبارزۀ مسلحانه و پشتبیبانی کردهای عراق از آنان از قدرت و امکانات زیادی برای ضربه زدن به ارتش ترکیه برخوردارند.

تورج اتابکی در بخش دیگری از گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه بر این نکته انگشت می گذارد که از زمان روی کارآمدن دولت رجب طیب اردوغان و حزب او، حزب عدالت و توسعه، و اقدام های این دولت در شناسائی و اجابت بخشی از مطالبات کردهای ترکیه، گروهی از مردم مناطق کردنشین شرق این کشور به سوی این حزب روآورده اند و این حزب در حال حاضر دارای یک فراکسیون نمایندگان کرد است و بحث دست برداشتن از مشی مبارزۀ مسلحانه و روی آوری به مبارزۀ سیاسی به ویژه پس از دستگیری عبدالله اوجالان، رهبر حزب، و اقدامات دولت اردوغان بحثی مطرح است.


تورج اتابکی تأکید می کند که شرط غائی موفقیت در مقابله با عملیات مسلحانۀ پ.کا.کا. و وادار کردن تندروهای این سازمان به چشم پوشی از مبارزۀ مسلحانه مشارکت دادن بیشتر دولت اقلیم خودمختار عراق در روند مذاکرات و تلاش های جاری و انجام اصلاحات بنیادین و ریشه ای در راستای پاسخ به مطالبات کردهای ترکیه از سوی دولت مرکزی این کشور است....

۱۳۸۷ دی ۱, یکشنبه

تهنیت بهخاطر سرافرازی مقاومت در چهارمین حكم تاریخی دادگاه عدالت

مسعود رجوی ـ 28آذر 1387
مسعود رجوي - رهبر مقاومت ايران
چهارمین پتك بزرگ بیداری بر وجدانهای فروخفته تجاری و بر نامگذاری فرسوده ارتجاعی و استعماری فرود آمد. لیست ننگآلود اتحادیه اروپا علیه مجاهدان آزادیستان را «پاره پاره» و آخوندهای شرزه را واقعاً «بیچاره» كرد.
بر مریم و بر اشرف پایدار، بر شورای ملی مقاومت و بر مجاهدین، بر دانشجویان و هموطنان بپاخاسته در داخل و خارج میهن اشغال شده، و بهویژه برقاصدان متحصن اشرف، گرامی باد.

××××××××

یك حقوقدان برجسته بهنماینده وزیران مربوطه گفت: اكنون تنها راهحل براى شما در لیست گذاشتن همین دادگاه است! و من اضافه میكنم: لیستگذاری مجاهدین فایده ندارد، یكباره حق و عدالت و قانون را در لیست خود بگذارید و خود را خلاص كنید! مگر میتوان مقاومت برحق یك ملت اسیر و تحت ستم را با رود خروشان خون شهیدانش در لیست گذاشت؟ مگر میتوان آفتاب تابان آزادی یك خلق محروم و سركوب شده را در محاق فرو برد؟
میخواهند نور خدا و درخشش مقاومت برحق مردم ایران را با دهانها و برچسبهای آلوده، خاموش كنند، اما اراده خدا و سنت تاریخ و تكامل، بر تداوم و پیروزمندی آن تعلق گرفته است. سناتورها و شهرداران و نمایندگان مردم فرانسه، نمایندگان مردم اردن و پارلمان اروپا، حقوقدانان و قضات شرافتمند و بیطرف در همهجا، بههمین حقیقت گواهی میدهند.

××××××××

اما «وزیران» طرف معامله رژیم خونریز آخوندی، میخواستند با یك سفسطه مبتذل حقوقی از اجرای سومین حكم دادگاه هم طفره بروند و اجرای آنرا مانند دو سال گذشته بهتأخیر بیندازند. با چنین نیتی بود كه دو هفته پیش، در روز 14آذر، چند ساعت پس از صدور حكم سوم، با قید فوریت و سرعت از دادگاه درخواست تفسیر رأی بهعمل آوردند. هدف این بود كه با القای شبهه و شكاف در حكم، لازمالاجرا بودن آن را، دستكم تا انقضای مهلت استیناف یا تا پایان كامل این مرحله، بهتأخیر بیندازند. ولی دادگاه بعد از رسیدگی و دریافت دلایل طرفین، در چهارمین حكم خود كه ساعتی پیش منتشر شد، این درخواست را مردود شناخت و آن را «بهوضوح غیر قابل قبول» اعلام كرد.

××××××××

چهارمین حكم دادگاه عدالت اروپا دقیقاً در فردای روزی صادر شده كه شورای وزیران اتحادیه اروپا «موضع مشترك» معمول خود درباره اقدامهاى محدودكننده علیه تروریسم را كه هر 6ماه یكبار منتشر میشود و فاقد الزام حقوقی است، بهتاریخ 16دسامبر 2008 (26آذر 1387) بهروز كرده است. اما براى فریب و وقتكشی در مورد مجاهدین، بهعمد از انتشار لیست جدید خودداری ورزیده است. در حقیقت بهجای انتشار لیست جامع 6ماهه كه در آن معلوم میشود از حكم دادگاه در مورد سازمان مجاهدین خلق ایران تبعیت كرده یا نكرده است، بهاعلام چند اسم جدید از كشورهای دیگر اكتفا كرده و بهاین یادآوری بسنده كرده است كه اسامی جدید بهلیست قبلی افزوده میشود. بهاین ترتیب براى اینكه برجسته نشود كه نام سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست هست یا نیست، سر در برف كرده است! اما چهارمین حكم دادگاه عدالت اروپا این ترفند را هم در هم شكسته و بهآن پاسخی دندانشكن داده است: بازیّ چرخ بشكندش بیضه دركلاهزیرا كه عرض شعبده، با اهل راز كرد


××××××××


شعبدهبازی «تجار نامحترم» نفت و خون، كه در بند و بستهای میلیاردی با فعالترین حامی تروریسم در جهان، نام پیشگامان آزادی و یك جنبش «آنتی تروریست» را در لیست سیاه خود وارد كرده بودند، از روز اول بنیادی جز مكر و حقه نداشت. هر گاه كه پای قانون و حداقل حساب و كتاب بهمیان میآمد، خفت و شكست براى همكاسههای آخوندها و پیروزی براى مجاهدان راه آزادی «محتوم» بود.
همچنان كه در فردای نامگذاری تروریستی، از 7سال پیش گفته بودیم «وقتی حقارت و تجارت سكان سیاست را به‌دست می‌گیرند جز خیانت به‌تمامی آرمانها و اصول حقوق‌بشر، انتظار دیگری نباید داشت. طبق توافقها و مصوبات سران سهگانه رژیم… «سرمایهگذاری خارجی و سیاست خارجی دو روی یك سكه و این هر دو اهرم امنیت ملی» رژیم آخوندهاست و ”از آن‌جا كه اروپا در شرایط بد اقتصادی است… از طریق این اهرم می‌توان منافقین را در اروپا كنار زد“. این چنین است كه رزمندگان آزادی، به‌رغم یكصدوبیست هزار شهادت و اعدام سیاسی و قتلعام زندانیانشان، در برابر فاشیسم مذهبی بر‌چسب تروریستی می‌خورند» (13اردیبهشت1381).


××××××××

در این پایداری و كارزار شگفت 7ساله كه رئیسجمهور برگزیده مقاومت آن را هدایت كرده است، هر زمان كه پرتوی از قانون و انصاف و بیطرفی تابیده، بهلحاظ حقوقی نیز همه چیز روشن و عاری از ابهام گردیده است. چهارمین حكم دادگاه عدالت اروپا از این بابت نمونه آموزندهیی است.
دادگاه تصریح میكند: «تصمیم مورّخ 15ژوئیه 2008 (شورای وزیران) را تا آنجا كه بهسازمان مجاهدین خلق ایران بر میگردد، لغو كرده است»، اما «شورای وزیران میخواهد از دادگاه این تأیید را بهدست آورد كه حكم اصلی پس از انقضای مهلت استیناف یا پس از رد شدن استیناف، ترتیب اثر پیدا میكند».
دادگاه خاطرنشان میكند: «از نظر سازمان مجاهدین خلق ایران تقاضای تفسیر از سوی شورای وزیران غیرقابل قبول و بیپایه است و باید رد شود و بهشورای وزیران دستور داده شود هزینهها را بپردازد».
دادگاه با ذكر مواد قانون دادرسی و رویههای قضایی بهدقت استدلال میكند كه تصمیم شورای وزیران در 15ژوئیه 2008 علیه مجاهدین «یك اقدام بهروشنی غیر قابل قبول» بوده و «دادگاه اطلاعات كافی از مدارك موجود در پرونده، در اختیار دارد» و بر اساس همین اطلاعات و مدارك، حكم بهلغو تصمیم شورای وزیران داده است، بنابراین «درخواست تفسیر حكم مزبور باید بهروشنی غیر قابل قبول تشخیص داده شده و رد شود».


××××××××

بهمقامهاى ذیربط فرانسوی اندرز میدهم كه از معامله ننگین و بازی كثیفی كه از 17ژوئن 2003 آغاز شده دست بشویند و بیش از این خود را ملعبه فاشیسم دینی نكنند.
باوركنید كه مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران هرگز و هیچگاه و در هیچ شرایطی و بههیچ قیمتی و تحت هیچ فشاری از حق آزادی و حاكمیت مردم ایران، از حق مقاومت در برابر دیكتاتوری و فاشیسم و از حقوق قانونی خود دست برنمیدارند.
پروندهسازی و لیستگذاری و كارزار افترا و اهریمنسازی دیگر اثر ندارد! مردم ایران در انتظار معذرتخواهی هستند. موج اعتراض علیه سیاست مماشات و سرمایهگذاری روی رژیم فرتوت ولایتفقیه با فراخوانهای بیش از 2هزار پارلمانتر اروپایی و اكثریتهای پارلمانی بالا گرفته است. همین سیاست است كه بهملایان خونآشام فرصت میدهد بهسركوب وحشیانه مردم ایران و اعدامهای روزمره مبادرت كنند، از صدور تروریسم بهعراق و افغانستان و دیگر كشورهای خاورمیانه دست برندارند، بر سلاح اتمی پای بفشارند و برد موشكها و دامنه بستههای انفجاری خود را به اروپا برسانند.
دیروز 100سناتور فرانسه بهحقانیت راهحل تغییر دموكراتیك در ایران كه از سوی مریم رجوی ارائه شده است گواهی دادند و بر ضرورت لغو برچسب تروریستی پای فشردند.
استفانو منیكاچی، حقوقدان و نماینده سابق ایتالیا گفته است: «ما باید هویت اشرف و ساكنان آن را بهجهان معرفی كنیم و بهاین مقاومت یاری برسانیم، چرا كه پاسخ به مشكلات خاورمیانه، همین مقاومت است».

××××××××

دانشجویان و جوانان دلیر ایران با خروش «مرگ بر دیكتاتور» خامنهای و احمدینژاد و خاتمی و رفسنجانی را هدف قرار داده و برپاخاستهاند. ایرانیان در سراسر جهان عزم جزم ملی براى سرنگونی تمامیت استبداد مذهبی را فریاد میكنند.
همبستگی پیشرفتها در عرصههای مختلف حقوقی و سیاسی و اجتماعی، تعادل جدیدی را در رویارویی تاریخی مردم و مقاومت ایران با فاشیسم مذهبی رقم میزند و ضرورت آمادهباش سیاسی و تشدید پیكار آزادی را برجستهتر میكند.

رود خروشان خون شهیداندر پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایرانضامن پیروزی محتوم خلق ماستمسعود رجوی28آذر 1387

۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

دیدار «جیمی کارتر» و «بشار اسد»

[24 آذر 1387] مرجع : IHT آفتاب: رئیس‌جمهور اسبق امریکا روز شنبه در دمشق با رئیس‌جمهور سوریه دیدار و گفتگو کرد. به گزارش سرویس بین‌الملل آفتاب، «جیمی کارتر» و «بشار اسد» درباره آینده روابط دمشق و واشنگتن در دولت آینده امریکا و نیز پیامدهای حمله هوایی امریکا به منطقه «البو کمال» سوریه بحث و تبادل نظر کردند. «کارتر» با «فاروق الشرع»، معاون رئیس‌جمهور، و «ولید المعلم»، وزیر خارجه سوریه، نیز دیدار و گفتگو خواهد کرد. احتمال دارد «کارتر» با «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی «حماس» دیدار و درباره اوضاع در سرزمین‌های فلسطینی گفتگو کند. گفتنی است «کارتر» ماه آوریل گذشته نیز به سوریه سفر و با «اسد» و «مشعل» دیدار و گفتگو کرده بود.

۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

دیدار «جیمی کارتر» و «بشار اسد»

[24 آذر 1387]
مرجع : IHT
آفتاب: رئیس‌جمهور اسبق امریکا روز شنبه در دمشق با رئیس‌جمهور سوریه دیدار و گفتگو کرد. به گزارش سرویس بین‌الملل آفتاب، «جیمی کارتر» و «بشار اسد» درباره آینده روابط دمشق و واشنگتن در دولت آینده امریکا و نیز پیامدهای حمله هوایی امریکا به منطقه «البو کمال» سوریه بحث و تبادل نظر کردند. «کارتر» با «فاروق الشرع»، معاون رئیس‌جمهور، و «ولید المعلم»، وزیر خارجه سوریه، نیز دیدار و گفتگو خواهد کرد. احتمال دارد «کارتر» با «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی «حماس» دیدار و درباره اوضاع در سرزمین‌های فلسطینی گفتگو کند. گفتنی است «کارتر» ماه آوریل گذشته نیز به سوریه سفر و با «اسد» و «مشعل» دیدار و گفتگو کرده بود.

۱۳۸۷ آذر ۲۱, پنجشنبه

مافیای حاکم بر واواک: جنایتکارانی که مقامات واواک را تصدی کرده اند و می کنند

[انقلاب اسلامی در هجرت 712]
«مدتها بود که حکم بازداشت و دستگیری پیروز دوانی را از قوه قضائیه درخواست نموده بودیم، برابر گزارش اداره کل اطلاعات مجامع فرهنگی وی فعالیتهای تخریبی زیادی را در پوشش کانون نویسندگان و دیگر گروههای به ظاهر فرهنگی انجام میداد و ارتباط گسترده ای هم با رادیوها و عوامل ضدانقلاب خارج‌ از کشور داشت، منتها به دلیل حساسیتهای رایج پیرامون این قبیل افراد و شرایط عمومی کشور با آن موافقت نمیشد. تا آنکه یک روز در دیداری که با حاج آقا محسنی اژه ای داشتم موضوع را شخصا با ایشان در میان گذاشتم و وی پیشنهاد کرد ‌خودتان عمل کنید و از وی مصاحبه تصویری بگیرید. بعدا مستند به آن مصاحبه اعلام جرم کنید تا حکم بازداشتش صادر شود. قبول کردم و فردایش جریان این توافق را به سیدصادق که معاون عملیاتی ما بود گفتم. وی را بازداشت کردند. مدتی در یکی از خانه های امن حوزه مشاوران بود تا اینکه برای مصاحبه آماده شد. مصاحبه از ایشان که گرفته شد موضوع را به اطلاع حاج آقا دری رساندیم، ایشان گفت حکمش را که گرفتید تحویل اطلاعات نیروی انتظامی بدهیدش، بازداشتگاه خودمان نبریدش. موضوع گم شدن وی جنجال به پا کرده بود و علی الظاهر آقا هم کمی احتیاط میکرد. با حاج آقا محسنی آمدم تماس بگیرم نتوانستم پیدایش کنم، به تیم گفتم ایشان را آماده اعزام بکنند و بالاخره توانستم همان شب حاج آقا [محسن اژه ای] را در منزلشان ببینم، موضوع را به ایشان گفتم که گفتند لازم نیست تحویل نیروی انتظامی بدهید، حکم افسادش صادر شده، تمامش کنید! حتی واضحتر هم گفتند که با مسئولیت من بکشیدش. اینجا بود که بنده هم به سید صادق گفتم که به تیم بگویید. من خودم به واسطه مشکلی که در مقابل دفتر حفاظت منافع مصر اتفاق افتاده بود رفتم آنجا و تیم حکم را در همان ساختمان اجرا نموده بود آن شب . . . " (بخشی از اعترافات سعید امامی )

● حجت الاسلام اصغرحجازی: مسئول اداره بيت رهبری(خامنه ای) ورابط سازمان ترور با واواک است. وی ابتداء قاضی شرع درخوزستان بود. اصغر حجازی در بسیاری از ترورهای داخلی و خارجی سمت فرماندهی را بر عهده داشته است . در اعترافات سعید امامی از زمانی گفته می شود که انها بعد از ترور داریوش فروهر و همسرش جلسه ای تشکیل داده بودند که در ان جلسه اقای میرحجازی به چگونگی انجام عملیات گوش فرا داده و به آنها گفته بود: مؤید باشید و کارها را ادامه دهید .
سعیدامامی در اعترافات خود در مورد جلسه با میر حجازی چنین می گوید :
«... فردای آن روز به گمانم دوشنبه بود و طبق روال هر دوشنبه در وزارتخانه ما شورای عالی وزارت داشتیم که از طرف ... اتفاقا یا طبق هماهنگی (من اطلاعی ندارم) آمده بودند که در آنجا من و آقا مصطفی و سید صادق رفتیم و مشروح عملیات را شرح دادیم منتها طبیعی بود که چون چند نیروی غیر وزارتی در آن جلسه بودند و ... هم آنجا بود ما مواردی را ذکر نکردیم که عصر همانروز در جلسه ای که با حضور حاج آقا دری و حاج آقا فلاحیان در دفتر آقای حجازی تشکیل شده بود تمام موارد و حتی کشفیات از منزل را ذکر کردیم که آقای حجازی عنوان کردند موید باشید و برای مابقی کار آماده شوید .»

● حجت الاسلام شفیعی: معاون اطلاعات مردمی واواک است. شفیعی از افراد وفادار به خامنه ای و فلاحیان بوده است و در بسیاری از جنایات مافیای واواک دخیل بوده است . او در باره جنایات این وزارتخانه و نیروهای ان کمافی السابق مانند دیگر جنایتکاران مهر سکوت بر لب نهاده است . او در جریان دستگیری و بازجویی از محمد رضا نقدی به جرم دهها سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف گزارش خود را تنها به اصغر میر حجازی از بیت رهبری داده بود. مأمور بایگانی کردن پرونده شد و آن را بایگانی کرد. افراد تحت امر این معاون واواک در ترور پوینده و مختاری دخالت مستقیم داشتند که در زیر تعدادی از انها معرفی می شوند :

1 - حقانی پرسنل معاونت اطلاعات مردمی و مدیرکل پشتیبانی عملیاتی آن معاونت. به لحاظ اداری تحت مسئولیت محمد شفیعی (معاونت وقت اطلاعات مردمی) قرار داشته، در انجام دو فقره قتل مختاری و پوینده، به درخواست موسوی عمل کرده است. او انجام دوقتل یاد شده را به علی ناظری مسئول اداره عملیات معاونت اطلاعات مردمی که تحت مسئولیت حقانی بوده دستور داده است.
2 - محمد عزیزپور پرسنل معاونت امنیت و مسئول اداره عملیات امنیت به لحاظ اداری تحت مسئولیت حمید رسولی بوده و امر به انجام دو قتل یکی داریوش فروهر و دیگری پروانه اسکندری را از رسولی گرفته و به زیر مجموعه خود ابلاغ کرده است.
3 - علی ناظری پرسنل معاونت اطلاعات مردمی و مسئولیت اداره عملیات آن معاونت بوده و تحت مسئولیت حقانی قرار داشته و به دستور او در دو فقره قتل مختاری و پوینده شرکت کرده است.
بعد از قتل ها و زمانی که قرار بر دستگیری متهمان شد، شفیعی که معاون وقت واواک بوده است در خیابان دبستان در مقر اصلی واواک، در سالن آمفی‌تئاتر پرسنل ستادی وزارت را گرد می‌آورد و می‌گوید: «آقای موسوی می‌گوید دری دستور قتل‌ها را داده است و آقای دری هم امروز صبح به من می‌گوید من نگفته‌ام. الله اعلم!»

● حجت الاسلام روح الله - خسرو - حسینیان: معاون قضایی واواک و صادق ترین عضو گروه اعدامها که، بدون ترس، از سعید امامی دوست و همکارش دفاع کرد و بی محابا اعلام کرد که ما خودمان یک پا قاتل بوده ایم و زندانیان را در زندانها مجبور به خود کشی می کردیم وی در گروه مخفی حکم اعدامهای ناصبان و مرتدان از نیروهای برجسته است و در مراکز مختلف قوه قضاییه قدرت زیادی دارد برخی از کارهای این جنایت کار صادق :

- صدور دهها حکم اعدام مخالفان سیاسی .
- همکاری در فرماندهی ترورهای سیاسی مخالفان .
- معاونت قضایی و نماینده واواک در قوه قضاییه و بر عکس
. - شکنجه برخی از زندانیان .
- وادار کردن زندانیان به خودکشی که از افتخارات او است .
- همکاری مستقیم با سعید امامی فردی که به دستور او و یاران او دست به ﺁدمکشی می زد .
- یکی از سه قاضی صادر کننده فتوای قتل دگر اندیشان و سیاسیون .
- یار دبستانی پور محمدی و فلاحیان و حمید روحانی ومحسنی اژه ای و ...
- شرکت مستقیم در طراحی برنامه های بحران ساز مانند هویت و چراغ .
- حمایت بی پرده و پوشش از قتل سیاسیون و دگر اندیشان .
- ریاست سازمان اسناد انقلاب اسلامی ایران که در ﺁن مرکز کلیه افراد وابسته به باند بحران ساز و ناصبی ساز و مرتد ساز هفته ای یکبار جمع می شوند و برای فعالیتهای خود برنامه ریزی میکنند . در هیات رئیسه این مرکز ، افرادی چون پور محمدی و فلاحیان و دری نجف ﺁبادی و مرادی و محسنی اژه ای و... عضویت دارند . بعد از اینکه پور محمدی به وزارت کشور رفت حسینیان با فرستادن معاون خود مرادی به وزارت کشور، به کمک او رفت . او در کلیه وزارتخانه ها و به خصوص واواک و کشور و دفاع جاسوس های خود را دارد. نظرات او برای بازرسان و بررسان شورای نگهبان همواره مقبول است .
روح الله حسینیان هم اینک در مجلس مافیاها به عنوان نماینده مشغول به کار است .
وی عضو گروه سه نفره رازینی – پور محمدی – حسینیان در اعدام های گسترده سال 60 در مشهد بوده است. او در آن زمان به نام حاجی حسینی معروف بود و معاونت پور محمدی را که در آن زمان دادستان بود را بر عهده داشت در آن روزگار رازینی حاکم شرع جنایات در مشهد بود .

از نکات جالب در پرونده وی می توان به قاضی بودن وی در دادگاههای مطبوعات اشاره کرد. او خود عامل آموزش بسیاری از قضات این دادگاهها بوده است و جرم های بسیار جالبی را جهت تعطیلی مطبوعات طراحی نموده است. این «روحانی» مشکوک به بهاییت و حمایت از خط ایجاد بحران و آشوب، از حامیان سرسخت جنایتهای سیاسی بود که رژیم آنها را قتل های زنجیره نامید.
عبدالله شهبازی در مورد وی اینگونه می نویسد :
« نکته اوّل: اين نام «روح‌الله حسينيان» براي برخي از فعالين سياسي سئوال‌برانگيز بوده است. نامي است کاملاً «آنکادره» و منطبق با ايستارهاي نهضت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي. آقاي حسينيان متولد سال 1334 است و گويا در پنج سالگي به همراه خانواده به روستاي صغاد مهاجرت کرد. آقاي حسينيان متولد کجاست؟ علت مهاجرت اين خانواده به روستاي صغاد، که در آن سال‌ها، در کنار روستاهايي چون ادريس آباد و همت آباد و خرمي و غيره، از مراکز مهم بهائي‌نشين در فارس به‌شمار مي‌رفت، چه بود؟ چه انگيزه‌اي مي‌توانست خانواده‌اي را به مهاجرت به چنين روستايي ترغيب کند؟ نام اين خانواده در آغاز چه بود؟ برخي به طنز ايشان را «خسرو خوبان» مي‌نامند. اين نام چنان شيوع يافته که براي من نيز، که اين شيوه تخريب ديگران مطلوبم نيست، ابهام‌هايي برانگيخته. پرس و جوهايي کردم. برخي افراد مطلع، نام اوّليه ايشان را «خسرو خوشخو» ذکر کرده‌اند. از اين خانواده «ستار خوشخو» را مي‌شناسيم که در سال 1360 ناپديد شد و منابع بهائي مدعي‌اند در زندان عادل‎آباد شيراز، به دليل تعلق به فرقه بهائي، به قتل رسيد. نمي‌دانم اين ادعا تا چه حد صحت دارد ولي برايم روشن شده که نام اوّليه آقاي حسينيان «روح‌الله حسينيان» نبوده است. «روح‌الله» هر چند نامي مرسوم در ميان مسلمانان است، ولي رواج آن در ميان مردم، به‌ويژه در روستاها، از نيمه دهه 1340 است و اسطوره شدن حماسه امام خميني (ره). اين نام نمي‌توانست در سال 1334، که امام خميني را جز خواص کسي نمي‌شناخت، کاربرد گسترده داشته باشد. آقاي حسينيان در سال 1349، در 15 سالگي، به قم رفت و اندکي بعد در مدرسه حقاني به تحصيل پرداخت. در اين مدرسه نام «روح‌الله حسينيان» راه‌گشا بود و مي‌توانست علاقمندان به امام خميني را به ايشان جلب کند يا در آن‌ها ايجاد اعتماد نمايد. کساني را مي‌شناسم که در مناصب مهم‌اند و پس از انقلاب نام کوچک يا نام خانوادگي خود را در شناسنامه تعويض کرده‌اند. اين‌گونه پنهان کردن هوّيت و گذشته همواره براي من پرسش‌برانگيز بوده است.

...ايشان مکرر از «برادر شهيد» خود ياد مي‌کنند. پدر من نيز شهيد است و نحوه شهادت و اسم و رسم و مشخصات خاندان من، طبق اسناد مکتوب، تا دوره فتحعلي شاه قاجار روشن است. دين و آئين و تعلقات سياسي آن‌ها نيز مشخص است. تمامي ادوار زندگي من نيز به‌طور مستند روشن است و بخش مهمي از آن در منابع گوناگون منتشر شده. مفيد است آقاي حسينيان نيز تصوير و مشخصات کامل برادر شهيد خود (از جمله نام و نام خانوادگي، تاريخ اعزام به جبهه، يگان اعزام کننده و...) در عمليات بستان را در سايت مرکز اسناد انقلاب اسلامي اعلام کنند. من در حيرتم که چرا ايشان همواره به اجمال از اين مسئله مهم مي‌گذرند. »

روح الله حسینیان از جمله قضاتی بود که خود افتخار می کند که زمانی قاتل بوده است او در حمایت از سعید امامی که در مورد او در آینده می آوریم چنین می گوید :

« راجع به خودکشی‏اش سؤال کردم که سعید اسلامى توسط چه چیزى خودکشى کرد؟ ایشان فرمودند «دارو». گفتم ببینید، 70 نفر از بچه‏هاى اطلاعات رفتند داخل غسال‏خانه و جنازه ایشان را دیدند. معذرت مى‏خواهم، مى‏گویند دارو هم استفاده کرده و خودش را هم تمیز کرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟

- مى‏گویند «یک بسته».
- مى‏گویم خب یک بسته چقدر باقى مى‏ماند که خورده باشد و مرده باشد؟
- مى‏گویند، دکترها گفته‏اند که محلول یک استکان.
-گفتم آخه باباجون،
- آخه ما خودمان یک زمان قاضى بودیم، یک زمانى زندان‏بان بودیم. تاکنون صدها نفر واجبى خوردند و نمردند. آخه چه طور با یک استکان آن هم که شما مى‏گویید که بلافاصله بردید به بیمارستان و شستشو دادید، این خورد و مرد؟
- مى‏گوید نه نمرد، 4 روز زنده ماند و خوب شده بود. حتى تماس هم گرفتند با ما که بیایید و ببریدش که یک مرتبه اعلام کردند که ایست قلبى پیدا کرده و بیایید و ببرید که تمام کرد.
- گفتم آخه جاى تحقیق دارد. اولاً من نمى‏گویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند همان بازجوهایى که چپ بودند و کسانى که پرونده دستشان است، این کار را بکن، بیا بیرون نجاتت مى‏دیم، چون خودش هم گفت آنجا داد و بیداد مى‏کرد و مى‏گفت آقا به داد من برسید، پدرم را درآوردند، کشتنم، شکنجه‏ام مى‏کنند. توى بیمارستان داد و فریاد مى‏کرد. شاید واقعا همین خطى به او داده‏اند و بعد آورده‏اند بیمارستان، آمپول هوا بهش زدند، سکته کرده. تحقیق کنید، بررسى کنید.

آخه سعید اسلامى آدمى نبود که خودکشى کند. ما مى‏شناختیم سعید اسلامى را. به هر حال جواب قانع‏کننده‏اى آقاى نیازى واقعا براى این مسأله نداشتند و ندارند. همین هم پیش‏بینى شده. یکى از عواملى هم که باعث شد بنده به ختم سعید اسلامى بروم همین هست که همان وقتى که این جریان اتفاق افتاد به دوستان گفتم که اینها مى‏گویند سعید اسلامى از جناح راست بود، متهم شماره یک هم بود و همه قتل‏ها هم زیر سر ایشان بود و خودشان کشتنش که قضیه را تمام کنند و سرنخ را قطع بکنند. همین جور هم شد. شما نمى‏دانم اهل روزنامه‏هاى دوم خردادى هستید، مى‏خوانید یا نه، از روز خودکشى تا آخر شروع کردند این را القاء کردن که سعید اسلامى را کشتند! بر عکس ما باید مدعى باشیم، بگوییم آقا پرونده در دست دوىِ خرداد بوده، اگر کشتند، همان دو خردادى‏ها کشتند، چرا کشتند؟ اما آنها واقعا عین این جریان دانشگاه خودشان به وجود آوردند حالا مى‏گویند و مدعى شدند. نمى‏دانم پریروز خواندید یا نه در روزنامه «صبح امروز». مى‏گوید این جریان دانشگاه به وجود آمد که جناح راست، جناح محافظه‏کار، دست به یک کودتا بزند. واقعا پررویى، بى‏شرافتى، هر چیزى از این قبیل آخر تا چه حدى، که خودشان یک ماجرایى را به وجود بیاورند و خودشان هم مدعى مى‏شوند و همه اینها واقعا پیرو و دنبال همان قضایا هست.

برادران آدم نمى‏داند به کى درد دل بکند. آقاى سعید حجاریان، من واقعا در جریان نبودم. چند وقت پیش شک کردم و گفتم این سعید حجاریان که خط و خطوط اصلى را داده ببینیم کى هست؟ به بعضى از دوستان گفتم و به پرونده‏اش نگاه کردیم، سعید حجاریان خانمش هشت سال به خاطر عضویت در سازمان مجاهدین خلق قبل از انقلاب محکومیت زندان دارد. برادر خانمش ده سال محکومیت دارد. حالا یک کسى این‏جورى مى‏آید مشاور رئیس جمهورى مى‏شود، همه خط و خطوط را آن مى‏دهد، کمیته شایعه و کمیته اجرایى را او هدایت مى‏کند و درست مى‏کند و آن ماجراها و این اتفاقات را دارد براى کشور هر روز بحران به وجود مى‏آورد. هیچ‏کس هم نیست که به داد این ملت برسد، به داد این حکومت برسد، به داد این انقلاب برسد که بابا بیایید اقلاً سابقه این سعید حجاریان را به مردم بگویند. »

(سخنرانی روح الله حسینیان در مدرسه حقانی)
● مهرداد عالیخانی: قائم مقام معاونت امنیت.
● سید مصطفی کاظمی: از معاونین واواک که در آخرین دوره خود در عضویت واواک، معاون عملیات این وزارتخانه بود . وی در دهها قتل و ترور داخل و خارج از کشور دست داشته است و در جریان قتل فروهر ها مسئول اصلی این جنایت بوده است .

او همان کسی است که خامنه ای، در جلسه سران سه قوه (اوّل تیر 1378)، وی را عنصر مهم در کشف ارتباطات خارجی پرونده قتل‌ها می‌خواند:
« ...شنبه اوّل تیر 1378، پس از اقامه نماز جماعت، از ساعت 21:30 تا 24:15، جلسه سران سه قوه (آقایان خاتمی و ناطق نوری و محمد یزدی) و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی (رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام)، با حضور آقایان یونسی (وزیر اطلاعات) و نیازی (رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح) و سه تن مسئولان پرونده، در حضور مقام معظم رهبری تشکیل شد.
در این جلسه رهبری برخی رهنمودهای مهم در زمینه رسیدگی به این پرونده ارائه دادند. بخشی از بیانات ایشان و آقای خاتمی، رئیس‌جمهور، به شرح زیر است:
* مقام معظم رهبری: من یک مقدمه‌ای عرض کنم. الان از لحاظ اطلاعاتی و فعالیت و جهاد اطلاعاتی کشور در یک وضعیت بسیار حساسی است. اگر آن را تشبیه به یک مسئله محسوس کنیم باید گفت قطار اطلاعات که خیلی هم مهم است از پیچ و گردنه سخت و حساسی در حال عبور است. اگر انشاءالله به فضل الهی، همچنان‌که شواهد و قرائن تأیید می‌کند، با مهارت و خوبی از این گردنه عبور کنیم توفیقات خوبی خداوند متعال نصیب می‌کند. مسئولین کشور، رؤسای محترم قوا و آقایان که هستند خوب است که در جریان مسائل لازم این قضیه قرار گیرند. حل این قضیه را فراتر از یک مسئله اطلاعاتی که به آن مبتلا شده‌ایم می‌دانم. مسئله خیلی مهم‌تر است. دشمنان ما برای ما برنامه‌ریزی کرده‌اند. زودتر و تهاجمی وارد شده‌اند. موضع ما تدافعی است. مسئله بسیار مهم است. پیچیده و عمیق و وسیع است. اما این‌که به فضل پروردگار و هدایت اطلاعاتی دستگاه اطلاعات توفیق پیدا کرد که وارد آن بشود جزو مصادیقی است که امام رضوان الله تعالی علیه می‌فرمودند: «من دست قدرت الهی را می‌بینم در مسائل... به آقای خاتمی گفتم شما آقایان را دعوت کنید. امروز به دلم شور افتاد که نکند دیر بشود. چون قضیه مهم است. ..ببینید، قبای دشمن لای در گیر کرده، گوشه‌ای از دزد در دست ماست و او دارد جنجال می‌کند تا ما رهایش کنیم. هنر اطلاعاتی این است که نگذارید و مسئله را ثابت کنید. شبهه آقای هاشمی که چطور ‌ممکن است سه چهار نفر بتوانند براندازی کنند دو جور قابل فرض است:

- یکی این‌که چند نفر در اطلاعات نشسته‌اند تا اطلاعات را سرنگون کنند.
- یک فرض دیگر این است که یک سرویس اطلاعاتی و مغز متفکری دارد طراحی می‌کند برای براندازی.
- سه عنصر را پیدا کرده یا دوانده است. اگر این باشد همه این‌ها قابل فهم است.
- من برایم مسئله حل شده است. البته چیزهایی هست که ممکن است محکمه‌پسند نباشد.
- یک محکمه داخل دل آدم است که آدم استفتا می‌کند.
- این یک قضیه کوچک و عادی نیست. شما کشف کنید یا نکنید، کسی را دستگیر کنید یا نکنید، مسئله برای من قطعی است.
- لکن، برای دستگاه اطلاعاتی این مهم است که این بخش را در بیاورد.

... به‌نظرم می‌رسد تمام نیرو را باید روی صادق [مهرداد عالیخانی] متمرکز کنیم. موسوی [سید مصطفی کاظمی] را جذب کرده‌اند. اما صادق نفوذ کرده است. این نفوذی است. یکی از سررشته‌هایی که می‌توانید جلو بروید این آقاست و خیلی مهم است. این تیپ کار که انجام داده، جمع‌آوری کرده، خانه امن و تشکیل نیرو در آلمان داده، این کار یک سرویس است. برای ما که این کارها را نکرده. پس برای یک سرویس کرده که باید بگردید دنبال آن... »
* آقای خاتمی: «همان‌طور که جنابعالی فرمودید، این از الطاف خفیه الهی بود. اگر عنایت خود رهبری هم نبود این پیگیری به نتیجه نمی‌رسید و جدّیت شما حاصل اصرار و پیگیری شماست. باید قدردان بود. من هم مطمئن هستم که به نتیجه خوبی می‌رسد. پرونده قتل‌ها را می‌توان زود به نتیجه رساند و پرونده اطلاعاتی را که مهم‌تر است وزارت اطلاعات دنبال کند. هم بذرهایی که پاشیده‌اند و شبکه مرتبطین این‌ها شناسایی شوند. البته یک پیشنهاد فوری برای افکار عمومی دارم چون همه دوستان و آقایان سئوالاتی می‌کنند، می‌گویند نکند او را کشته باشند.»
* مقام معظم رهبری: «احتمال دارد به او برسانند که خودت خودکشی کن تا تو را به بیمارستان برسانند و ما ترتیب نجات تو را می‌دهیم بعد آنجا او را بکشند. این احتمال را اگر ضعیف هم باشد نباید نادیده بگیرند. »
* آقای خاتمی: «افکار عمومی مهم است و عده‌ای دامن می‌زنند. خارجی‌ها هم روی مسئله کار می‌کنند و بعضی روزنامه‌ها هم می‌گویند. تردید هم هست. من نگرانم که نظام آسیب ببیند. خط قرمز ما شما (مقام معظم رهبری) هستید از افکار عمومی که باید مصون بماند...»
ادامه دارد