‏نمایش پست‌ها با برچسب جواد شفايي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جواد شفايي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

بايد به حقایقی در اين قيام نور انداخت

[چپ و راست، 15 تیر 1388]

جواد شفایی
سرانجام رژيم از كانال شوراي نگهبانش نتيجه انتخابات نمايشي خود را كه از قبل براي آن برنامه ريزي و يا مهندسي كرده بود اعلام كرد و آب پاكي روى دست كساني ريخت كه مي‌پنداشتند خامنه اي عقب نشيني خواهد كرد و قدرت را بدست رقيب كرگدن خود رفسنجاني خواهد داد و خود به نقش رهبريش مي پردازد.
ديديم چگونه مردم به جان آمده از اين فرصت استفاده كرده و اعتراضات خود را شروع كردند كه هنوز هم ادامه دارد. اين اعتراضات و سرکوبی که رژيم در اين مدت براى حفظ بقاى خودش به کار گرفت با واكنش كشورهاي غربي كه دل درگروباند به اصطلاح اصلاح طلب داشتند همراه بود. این قدرت‌ها هنوز در اين توهم هستند كه از افعى كبوتر صلح وآزادي ودمكراسي پدید خواهد آمد. این قدرت‌ها سعی داشتند خواسته هاي يك خلق را درموج سبزموسوى جابيندازند ولي غافل از اين هستند که اين رژيم آنقدر پوسيده وعقب مانده است كه نمي تواند در اين شرايط به چهره بد تركيبش دست بزند. وحتي ژست هاي ميان تهي بگيرد.
شعاري هايي كه مردم ايران اين روزها سر مي دهند زمين را زير پاى آخوندها به لرزه در آورده وآخوندها هرشب دارند خواب سقوط خود را ميبينند. اين شعارها خيلي جلوتر از موج سبزي است كه موسوي شال آن را به گردن آويخت .
او می‌خواست با این نوار سبز شعارهاي خمينى دجال را احيا كند. تظاهراتي كه روزها در محل هاي مختلف بر گزار ميشود در همبستگي با مردم ايران وجواناني است كه 30 سال از ظلم وستم اين اخوندها به ستوه امده اند. واين چنين در خيابانها پاسداران ومزدوران رژيم را به مبارزه كشيده اند.

وظیفه‌ی ايرانيان آزاده است كه براي خيلي از جوانان كه از گذشته خبر ندارند اين مسايل را بازگو نمايند . وبه انها بگوئيم با جريان موج سبز نمي شود انقلاب را به پيش برد. بايد تلاش كنيم وهر كس هر طوري كه مي تواند هنرش را به صحنه بياورد وجوانان را روشن كنيم بخصوص كساني كه درد ورنج وزندان اين رژيم را چشيده اند ومي دانند آخوندها چگونه انقلاب ضد سلطنتي را با شعار هاي مردم فريب ملا خور كردند. بايد تلاش كنيم ونگذاريم دوباره سر مردم مظلوممان كلاه گشادى برود. بايد براي آنها به مسائل قيام نور انداخت وسعي كنيم راهكارهاي نو را بيرون كشيد.
همه چيز درايران تعيين تكليف خواهد شد. به نظرنگارنده بخش عظیمی از كساني كه در حال حاضر در خيابانهاي شهرهاي ايران جلوي پاسداران سياهي سينه سپر كرده‌اند به اين امرآگاه هستند كه چه چيزي را نمي خواهند اما
آنچه را كه مي خواهند در پرده ايي از توهم وبهتر بگوئيم التقاط پيچيده است. اين بخاطر 30 سال استبداد ديني است كه با مردم فريبي ودجاليت دسته دسته ازبهترين جوانان اين مرز وبوم را اعدام ويا به دار كشيد ودرتابستان خون گرفته سال 67 با كشتن هزاران هزار گل رعنا پروژه ضد بشري خودرا تكميل كرد. بعد تا توانست در هر كوي وبرزن عليه آنان لجنپراني نمود واز قهرمانان مردم چهره اي ديگر به نمايش گذاشت. وبا دجاليت بيشتر و به تاراج دادن سرمايه هاي مردم مظلوممان ازدوستان غربي خود هم كمك گرفت وساليان سال آنها را در ليست تروريستي قرار داد. وروي همين موضوع هم تلاش نمود پيش ايرانيان چهره انها را خراب كند.بايد به برادران وخواهران قهرمان در داخل گفت نبايد دنبال شعارهاي پيش پا افتاده
پسند كرد. بايد شعارهاى بي محتوا را افشا كرد. بايد به آنها گوش زد كرد راهپيمايي بي سرو صدا وبا سكوت ويا پنهان شدن پشت رفرميست هاي تو خالي ويا سازشكاران نمي توان به اهداف خود دست يافت. از ترس نبايد تسليم در باغ سبز جماعت به اصطلاح اصلاح طلب شد. بايد به راديكاليزه كردن شعارها پرداخت و ماهيت ضد
بشري تمامي جناه‌هاي رژيم را افشاء كرد. بايد رهبري اين قيام را ازدست يك مشت ادم بزدل بيرون كشيد وانرا ازمسير سازش وخيانت به مسير انقلاب كشانيد. واين با فعال كردن همه تيپ هاي اجتماعي وبردن پيام انقلاب به میان‌ آن‌ها میسر خواهد بود. باید برای آن‌ها شکافت که ما چه چيز را مي خواهيم. تجربه انقلاب ضد سلطتي را براي آنها گفت. اين كه در انتخابات اخير تقلب شده و يا واقعا احمدي نژاد برنده اين نمايش شده كمتر اهميت دارد. اگر كساني با اين اميد به پاي صندقهاي راى رفتند تا به شكل مسالمت آميزولايت فقيه راكناربزنند بايد از خود بپرسند ايا اين كار اصلا امكان پذير بود؟ ومگردرنمايش انتخابات رژيم ولايت فقيه را به راي گذاشته بودند؟
عده‌ای که فقط برای انتخاب نشدن احمدي نژاد پاي صندق هاي راي رفتند حالا بایستی متوجه شوند که نظام حضور آن‌ها پای صنوق‌های رأی را به نفع خودش تفسیر می‌کند. آن‌ها بایستی متوجه شوند که براي رژيم بازار گرمي كردند.لابي هاي رژيم در خارج از كشور هم دقيقا همين كار را مي كردند. وهمه حرفشان همين بود كه با راي ندادن ما خامنه ايي احمدي نژاد را از صندق بيرون مياورد.
انگار كه الان اين كار را نكرده است. به نظر نگارنده اينكه در همه جا گفته ميشود احمدي نژاد دروغگو است همه واقعیت نیست، فقط احمدي نژاد نيست كه دروغ ميگويد. اين نظام جوروظلم است كه 30 سال است دروغ ميگويد. كروبي وموسوي ورضايي هم دروغ مي گويند . عكس العمل اين جماعت اصلاح طلب قلابي و تو خالى پس از اعلام نتايج نشان داد كه برخلاف شعارهایی که قبل از انتخابات می‌دادند، تکیه‌شان همچنان به نهادهای رژیم است. کروبی و موسوی و رضایی و حتا رفسنجانی به مردم وعده می‌ددند که که از آرایشان صیانت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد حق‌شان زیرپا گذاشته شود. اما دیدم که شکایاتشان را به ارگان‌های قدرت که که نظام ولایت فقیه بر آن بنا شده است بردند.
جالب است كه موسوي در نامه اعتراضي خود به شوراي نگهبان رژيم از مردم می‌خواهد كه ضمن حفظ آرامش وخويشتنداري ومتانت ازافتادن در دام واكنش هايي كه موجبات سواستفاده بهانه جويان ونا محرمان را فراهم مي آورد پرهيز نمائيد. او دعوایشان را نیز دعوایی خانوادگی می‌داند. البته در حال حاضرامكان اين نيست كه موسوي ويا كروبي زود جا را خالي كنند چون از پتانسيلي كه در حال حاضر در جوانان فوران مي كند مي ترسند.
کروبی و خوب مي دانند براي حفظ نظام بايد به طور آهسته آهسته عقب نشيني كنند چون به يك دوره وزمان احتياج دارد. اگرچه بگويند ما عقب نمي نشينيم ولي اين عقب نشيني در تقديرآنهاست واين اعلائم از هم اکنون خودش را نشان مي دهد.

جواد شفايى

Javadpace22@yahoo.it

۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

تيليغ وباركشى براي باندهايى از رژيم اصلاح طلبي نيست

[چپ و راست، 10 تیر 1388]

جواد شفایی
آيا كساني هستند كه هنوز دل در گرو اين رژيم داشته باشند ودلشان را به اين خوش كنند كه از تنور اين رژیم آبي براي مردم ايران گرم شود؟ يعني هستند كه هنوز اين نظام ستمگر را قبول داشته باشند؟ و جنگ خامنه ای کفتار و کرگدن پیر رفسنجانی كه اوج گرفته را يك جورى بخيه زنند ونگذارند كار به جاهاي باريك كشيده شود؟ راستي ازاين آدمها هنوز پيدا ميشوند؟ شرايط كه ميگويد نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان . مردم ایران دنبال تغییر نظام ولایت فقیه و استقرار آزادی و دمکراسی هستند. بارکشی برای مافیای رفسنجانی اسمش اصلاح طلبی نیست. رفسنجانی می خواست از طریق موسوی جایگاه خامنه ای در قدرت را محدود کند و خودش را بالا بکشد که رقیب فهميد و حالش را گرفت. این معرکه گیری بر سر احمدی یا موسوی نبود بلکه جنگ پشت پرده مافیای قدرت رفسنجانی و خامنه ای بود که علنی گردیده است. آخوند خامنه ای کودتا وار و بشکل تحقیر آمیز کروبی و موسوی را طرد نمود و در حال جذب رفسنجانی و باندش است. او به اين شكل مي خواهد رژيم غرق در بحرانش را نجات دهد. البته جنايت هاي اين رژيم وکشتارش از 22 خرداد امسال شروع نمی شود بلکه عمر سی ساله دارد كه در حوصله اين نوشته نيست و بايد در اين زمينه كتابها نوشت .در این مطلب کوتاه بيشتر نطرم با كساني است كه سنگ رفسنجاني را به سينه مي زنند و براي موسوي سينه چاك مي دهند. باركشي و تبليغ براي باندهاي حكومت كه سالها با اين رژيم ضدبشر دست در دست داشتند و در پايه گذاری اين رژيم سر كوبگر نقش داشته اند دفاع از اصلاح طلبي نيست. باركشي وتبليغ براي باندهاي دروني اين رژيم جنايتكار وتبليغ براي باندهايي از رژيم كه در سنگسار وشكنجه شريك بودند آنها را از اين جهنم وفاجعه بيرون نخواهد برد. وبه قول مردم ايران سگ زرد برادر شغال است. نفي ولايت فقيه وتمامي باندهاي دروني آن و انحلال شوراي نگهبان وسپاه پاسداران و وزارت بدنام اطلاعات وبسيج و ديگر نيروهاي سر كوبگر وانتخابات آزاد با نظر سازمان ملل خواسته يك انسان آزاده و جدي است. البته اميدوارم موسوي جا نزند و همانطور كه مردم به جان آمده اورا هل مي دهند و مي برند سر اولين كوچه ودر تاريكي شب فرار نكند. مردم عزم جزم كرده اند كه رژيم را با تمامي باندهايش به زمين بزنند .

بحثي كه الان داغ است ودعوا سر آن مي باشد ابطال انتخابات است و جناح به دوران رسيده سر آن اصرار دارد اما آيا خامنه اي قبول ميكند؟ خامنه اي نشان داده سر اين موضوع ذره ايي كوتاه نمى آيد واگر كوتاه بيايد شقه رژیم جر مي خورد و كار رژيم تمام است. بايد جام هاي زهر را يكي بعد از ديگري سربكشد. وضيعت اين رژيم چه ميشود؟با توچه با اينكه شرايط قيام به نقطه بلوغ خودش قراردارد رژيم درنهايت چه ميكند؟ خامنه اي در مورد انتخابات ميخ خود را كوبيد. حرفهايي كه مي زند نشاندهنده تصميمي است كه تا به حال گرفته . كوتاه آمدن از نظر خودش كه حتما با مشاورينش گرفته بعید است. عقب گردي دركار نخواهد بود. بااحمدي نژاد چگونه مي خواهد ادامه دهد؟ با توجه به اينكه احمدي نژاد مورد تنفر ايرانيان وحتي خارجيان است؟ درزمينه بين المللي دولت ها مي دانند كه احمدي نژاد شديدا مورد تنفر مردمش است وبا آن نمي شود مذاكره و يا زدوبند كرد . دولتهاي غربي نمي توانند آينده خود را روي آن سوار كنند و در واقع روي اسب مرده شرط بندي نمي كنند. آنها مي گويند كه رژيم چهره خودرا به جهانيان نشان داده آنها برايشان سخت است باكساني سر يك ميز بنشينند كه قاتل ندا مي باشند وتوان پاسخگويي به مردم خودشان را ندارند. اگر چه هميشه دنبال منافع اقتصادي بودند.
وظيفه تك تك ايرانيان آزاده است كه صداي مردم مظلوم ايران را كه اين روزها در خيابانهاي ايران جلوى مزدوران رژيم سينه سپر ميكنند به گوش جهانیان برسانند.
امروز که زن و مرد با جانفشاني حيرت انگيز ي طلسم اختناق ر ا ميشكنند و پاي همه را به ميدان مباره با آخوندهاي ضد بشر ميكشند وظیفه ما در خارج از کشور است که پیامشان را به دنیا برسانیم
بایستی به دولت های اروپایی بگوییم : 30 سال فریاد زدیم كه رژيم ضد بشر است با آن معامله نكنيد، افعي كبوتر نخواهد زائيد ولي شما كار خودتان را كرديد.
بایستی بگوییم در اين 30سال مردم ما جان كندند ، به آنها تجاوز شد, سنگسار شدند, به اعتياد كشيده شدن,كارتون خواب شدند,خودكشي كردند، به تن فروشي افتادند آلوده به مرض هاى عجيب وغريب شدند, و هزاران درد بي درمان ديگر پيدا كردند ولي شما با آن که آگاه بودید و نسبت به ماهیت رژیم اشراف داشتید همچنان با قاتلان مردم ايران وبا جماعت شكنجه گر سر يك ميز مي نشستيد و معامله می کردید. الان خون ندا ود نداهای ديگر در سنگ فرش خيابانهاي ايران بدست پاسداران سياهي به زمين ريخته شما چه جوابي به تاريخ وبه بشريت خواهيد داد . هنوز فرصت باقیست از رژيم ايران فاصله بگيريد وفقط جنايتهاي ملايان را محكوم نكنيد .راهكارهاي بسياري است اگر شما اهل عمل باشيد از آن استفاه ميكنيد.
جواد شفايي ايتاليا
Javadpace22@yahoo.it

۱۳۸۸ خرداد ۲۷, چهارشنبه

تغييرى كه با انقلاب ممكن است

[چپ و راست، 27 خرداد 1388]
جواد شفايي
آتش گرمى كه از دم گرم ميليونها ايراني اين روزها در خيابانها و شهرها ي مختلف
ميهنمان شعله وراست واينچنين زن ومردش به خيابان ها سرازيرشدند وجلوي پاسداران سياهي وظلمت سينه سپركرده شاخ وشانه مي كشند نشان ازقهري دارد كه آخوندها به دفعات مختلف آن را سر كوب كردهاند.
حماسه پايداري اين دلاوران زن ومرد ياد آورروز تاريخي وپرشكوه 30 خردادسال 60را دارد كه سر آغاز انقلاب نوين مردم ايران عليه جماعت سالوس وريا است. بعدازاين روز تاريخي وتكميل شدن پروسه ضد خلقي رژيم ديگر هيچ مشروعيتي براي هر انتخاباتي كه برگزار مي كند ندارد. وهر آنچه كه تا به امروز انجام داده همه اش دروغ وشامورته بازي ودوزكلك بوده.
آنچه كه اين روزها در ميهنمان مي گذرد نشانه اراده عمومي مردم ايران براي سرنگوني آخوندهايي ست كه 30 سال تمام منابع آنها را به غارت بردند.آخوندهاي دجال واراذل اوباش آنها در اين 30 سال آنها را از جنگي به جنك ديگر واز بحراني به بحران ديگر كشيدند و درصحنه داخلي مردم را به بهانه مختلف به تشنج كشيده وسركوب كردند. ارمغان اين قبيله وحشي كه به نام دين حكومت مي كنند اعدام هزاران هزار نفردرسالهاي 60 تا63 وقتل عام هزاران هزار زنداني سياسي بي دفاع و مظلوم درتابستان خون گرفته سال 67 وايجاد خاورانها, وقتل وكشتار دگر انديشان وترورهاي بي شماري از مخالفينش درخارج ازكشوروانفجارهاي بسياري دراقصي نقاط اين جهان انجام داده كه ازاين جنايتها هزاران هزار بدبختي بر دوش زخمي مردم ايران گذاشته.
بگذريم. قبل از انتخابات فرمايشي رژيم چه درداخل ويا خارج افراد و يا جريانهايى بودند كه براى گرم كردن تنورانتخابات رژيم آتش تهيه مي ريختند وضمن دعوت مردم به شركت در انتخابات مرتب روضه بين بد وبدتر را مي خواندند ومي گفتند اگر در انتخابات شركت نكنيم ودنبال خط تحريم برويم مثل 4 سال قبل خامنه ايي احمدي نژاد را از صندقها بيرون خواهد كشيد. پس پيش به سوي شركت در انتخابات ولي فقيه رژيم. وديديم كه چگونه آب به آسياب رژيم ريختند. اما انتخابات فرمايشي رياست جمهوری در ايران برگزار شد. برخلاف انتظار بعضى از مردم که منتظر بودند موسوی انتخاب شود، احمدی نژاد برای بار دوم ازصندق بيرون كشيده شد. وقتی نتايج از ساعتهای آغازين صبح شنبه اعلام شد معترضين به سمت وزارت کشور هجوم بردند. اعتراضات در تهران گسترش پيدا کرد و به اکثر نقاط کشور کشيده شد. گفته ميشد كه اعتراض كنندگان طرفداران موسوی هستند. اين ظاهر قضيه است، اما اکنون ديگر برای مردم مهم نيست که احمدی نژاد برود و موسوی بيايد. مردم زخم خورده اند که چرا اینگونه فريب شان دادند تا به پای صندوقهای رأی بروند و در لحظاتی که دختران و پسران جوان در زير ضربات باتوم گارد های نظامی خونين و مالين می شوند، رسانه های آخوندى از حماسه حضور مردم صحبت می کردند. اما واقعيت ماجرا چيست؟
در خيمه شب بازى رژيم يک کودتا از جانب سپاه با هنرنمايي احمدی نژادوخامنه ايى سازماندهی شد. درحاليکه اکثریت آرا با موسوی بود، احمدی نژاد به عنوان فرد منتخب با آرای كشكى و غيرواقعی برنده انتخابات اعلام مي شود . اين موضوع برای مردم قابل قبول نبود که اين چنين وقيحانه به آرای شان دهن کجی شود، اين چنين وقيحانه به بازی گرفته شوند و آخر سر هم به هيچ گرفته شوند. احمدی نژاد درچهار سال گذشته به طور كامل گند زد و مردم ديگر تاب ندارند او را بپذيرند. نمايش برپايی مناظره ها هم برای اين بود که توجه مردم را جلب کنند و آنها را به پای صندوقها بکشانند. باز گذاشتن فضای قبل از انتخابات هم باعث شد که مردم فکر کنند واقعاَ آزادی و دموکراسی به آنها رو کرده است.
افشاگری های احمدی نژاد در مناظره ها فضا را ملتهب تر نمود. اما از سوی ديگر واقعيت اين است که در بين رژيمى ها شکاف عميقی به وجود آمده . خامنه ای و احمدی نژاد و سپاه پاسداران که قدرت اصلی نظامی و اقتصادی محسوب می شوند، در يک قطب قرار گرفته اند و در سوی ديگر هاشمی رفسنجانی و به اصطلاح اصلاح طلبان. هدف اصلی دارودسته احمدی نژاد رفسنجانی است که خود نیز به مدت 8 سال رئیس جمهور بود و با لقب "اکبر شاه"، یکی از منفورترین چهره های رژيم آخونديست. طی 30 سال گذشته هیچگاه شکافی به این عمق در میان عناصر اصلی حکومت پدید نیامده بود. اما در این میان مردم چه نقشی دارند و در فضایی که حکومت بشدت درمانده و وامانده شده است، چگونه از این شکاف به نفع مبارزات و اهداف و آرزوهای خود استفاده کنند؟
اکنون که مسأله از تقلب آرا و بودن يا نبودن موسوی فراتر رفته است، اهداف مبارزه و خواسته و مطالبات مردم هم بايد فراتر از چارچوب دعواهای درون نظام آخوندى بيرون برود. اين مهم اتفاق افتاده, موسوی هم به خاطر مردم در مقابل رژيم که خود عضوی از آن است و ياران ديروز وامروزش هستند نمی ايستد. او مرتباَ در بيانيه های خود وفاداری و تعهدش را به نظام آخوندها، ولايت فقيه و قانون اساسی رژيم اعلام می کند تا مبادا نيروهای غيرخودی، نيروهای سياسی مستقل و انقلابی به طرح شعارها و مطالبات دمکراتيک مردم گره بخورند. او نيز می داند که جوانان ايران درمبارزات شبانه روزی خود کل نظام آخوندي را به زير سؤال برده اند.
در طی 30 سال گذشته، سران رژيم با سرکوب، چپاول و غارت آنان، ثروت و قدرت خود را بنا کردند. اگر احمدی نژاد، هاشمی رفسنجانی را افشا می کند به معنای اين نيست که با مردم است و به خاطر آنها اين کار را می کند؛ بگذريم از اينکه احمدی نژاد حرف جديدی نزده بود؛ بيش از دو دهه است که اکثریت مردم از چپاول ثروت و منابع کشور توسط خاندان رفسنجانی باخبرند. همواره طبقات حاکمه ارتجاعی آن هم از نوع اسلامی آن، دزد جان و مال مردم هستند.
اما شکاف درون نظام آخوندى به حدی که امروز شاهد آن هستیم، نقطه عطف بسيار مهمی در نظام جهل وجنايت است. آنان می خواهند جراحى سهمگین خود را از طریق قربانی کردن مردم به پیش برند. بدون شک در این مبارزات و این فضای مساعد مردم ايران دوباره هزينه خواهند داد. اما این بار باید بتوانیم هزینه ها را به سود منافع خود، آرزوها و آرمان های خود که همانا برچیدن بساط آخوندهاى جنايتكار است، جهت دهیم. با گسترش مبارزات خود آن را به یک مبارزه همه جانبه علیه کلیت نظام جمهوری جهل وجنايت از کودتاچیان دروغگوی احمدی نژاد تا شال سبز موسوی و رفسنجانی تبدیل کرد.
قيام دانشجويان قهرمان را در 18 تیر 78 بیاد بیاوریم، در ابتدا دانشجویان با اعتراضشان در واقع گول خاتمی و تفکر ارتجاعي اورا خوردند. اما خاتمی شياد دانشجویان را به خاک و خون کشید. مبارزات 18 تیر مسیر دیگری پیدا کرد و به یک مباررزه رادیکال تبدیل شد. اکنون نیز جوانان باید شور و انرژی بی پایان خود را برای تغییرات واقعی و در جهت اهداف بزرگتری كه همانا سر نگونى تمامى اين رژيم به کار گیرند.
نسل جوانی که امروز در مقابل حمله مزدوران ضد شورش که تا به دندان مسلح اند جسورانه سینه سپر می کنند ، خواسته هایش فراتر از این است که چرا موسوی رئیس جمهور نشد؛ گرچه رسانه های رژيم در ایران واستعمارگران در جهان سعی می کنند مبارزات جوانان ما را به حساب موسوی سرازير کنند.واقعش مردم ايران نمی جنگند برای تداوم نظام آخوندى،
احمدی نژاد دیکتاتور که درس دروغ را در مکتب گوبلز (مسئول تبلیغات هیتلر) آموخته است، در مراسم "جشن پیروزی اش" تهدید کرد که بررسی اموال مقامات سابق را در دستور کار خود گذاشته است. سؤال فقط این نیست که چرا در چهار سال قبل این کار را نکرد سؤال واقعی اینجاست که کدام نهادهای قدرت و کدام افراد قدرتمند رژيم بزرگترین مفاسد اقتصادی کشور را مرتکب شده اند؟ آیا کسانی غیر از همین سران آخوندى و مراکز بزرگ مالی مذهبی چون آستان قدس رضوی و بنیادهای مختلفی چون، بنیاد مستضعفان و غیره می باشند؟
سخن آخر اینکه جوانان ما نمي خواهند چشم امید به موسوی و کروبی داشته باشند. آنها نیز مهره همین رژیم اند. سه دهه گذشته نشان داد که اصلاح این حکومت از درون ممکن نیست. نمایش انتخاباتی اخیر دیگر جایی برای هیچگونه توهمی در اینباره باقی نگذاشت.ومردم ما انرژی و خواست تغییرات ریشه ای را دارند. بهتر است که دیگر نگذاریم انرژی جوانان مبارزات ما به هرز رود. این آتشفشان عظیم نسل جوان می تواند این نظام پوسیده را به جایگاه واقعی اش قبرستان بسپارد. به انقلاب بیندیشیم که بار دیگر این روزها از تمام سلول های جامعه فوران ميكند. شور و جسارت هزاران دختر جوان در این نبردها بیان عزم آنان برای پایان دادن به بساط نظامی است که بر پایه دست كم گرفتن زنان از حجاب اجباری گرفته تا کلیه قوانین زن ستیز و نابرابر تثبیت و تحکیم شده است. حضور انبوه و پر قدرت زنان جوان در نبرد این روزها نشان پر قدرتی از خواست تغییر است؛ تغییری که فقط با "انقلاب" ممکن است.

Javadpace22@yahoo.it

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

اعدام دلارا دارابى وآزادى ركسانا صابرى

[چپ و راست، دریافتی 22 اردیبهشت 1388]
جواد شفايي
درد ومحنت مردم ايران گويا پايانى ندارد وتا زماني كه استبداد زيرپرده دين
جولان ميدهد مردم ايران هم بايد جان بدهند وبارغم واندوه را بايد بر دوش
زخمي خود بكشند. جنايتكاراني كه مثل كنه به حاكميت چسبيده اند واز سينه هاي دنيا شير مي دوشند وبا دجالگرى همه را فيلم و مچل كرده اند. ولي مبارزه با مرتجعينى كه آنچه را كه برزبانشان جاري شود, در قلبشان نيست تعطيلي برنمي تابد وحتما ازدل شب صبح رهايي خواهد دميد. براين واقعيت ترديدى نيست بلايي كه اينها بر سر مردم مظلوم ايران آوردند هيچ اشغالگر خارجي نمي توانست بياورد. بگذريم .
انگيزه شومي كه پشت دستگيرى ركسانا صابري بود درمخيله هيچ كس نمي گنجيد
كه آخوندها دارند چكار ميكنند. و براى زمان خريدن واينكه غرب رامثل هميشه مات كنند و سر كار بگذارند بازى دجالگرانه ديگرى را شروع كرده اند.احمدى
نژاد قبل از سفر به ژنو با دجالگري آخوندي گفت دستور بازنگري پرونده ركسانا صابري را داده ام تا حقي ازكسي ضايع نشود. البته خبر بازداشت ركسانا صابرى
توجهات بين المللى را به خود جلب كرد واعتراضهاى متعددي را درپي داشت . ولي نه به اندازه جلب توجه براي لغو اعدام دلارا دارابي .آخوندهاي با عمامه وبي عمامه كه زمين را زير پاي خود لرزان ميبنند وبراي ادامه حكومت ننگين وضدبشري خود حاضرهستند دست به هر جنايت ويا بند وبستي بزنند سرانجام دلارا دارابي را در روزجمعه اول ماه مه صبح زود كه خورشيد هنوز از نهان خانه ى سياه شب بيرون نيامده بود وهنوز پرتو زرين خود را برروى زمين نگسترده بود, درگرگ وميش سحرگاهى , پاسداران شب وسياهى در حالي كه نقاب هاي سياه داشتند برگردن دلارا طناب دارآويختند ونه تنها ايرانيان بلكه انسانهاى فريخته وانساندوست را غرق در ماتم ودر شوك بردند.اين سؤال براى من باقيست كه آيا آخوندهاي جنايتكار براي لاس زدن با غرب بخصوص امريكا وخريدن زمان براى نيات شوم خود براي دست يابى به بمب اتمي دلارادارابى را اعدام كردند؟.كه به اين شكل بتوانند از غرب امتيازبيشترى بگيرند؟.سخنگوى قاضى قضات رژيم در مصاحبه ايى چند روزبعد از اعدام دلارادارابى گفت ما به افكار بين المللى واعتراضات بين المللي كاري نداريم ودستگاه قضايي ما مستقل است. بايد به اين جنايتكار گفت چطور دراعتراضاتى كه براي ركسانا صابرى انجام شد رژيم شما بلافاصله عقب نشينى كرد ورئيس جمهورمسخره تان دستور بازنگرى حكم
ركسانارا صادر كرد. ولى دررابطه با اعدام دلارا كه هنوزاعتراضات ادامه دارد صحبت از استقلال دستگاه قضايى كه كارش فقط جنايت است ميكنيد. من ازاين بابت خوشحالم كه ركسانا آزاد شد چون بيم آن ميرفت كه به سر نوشت زهرا كاظمي منجر شود. دراين رژيم جنايتكار هر اتفاقي امكانپذيراست.از اعدامهاي دهه
شست تا قتل عام زندانيان سياسي درسال شست وهفت تا قتل هاى زنجيره ايى , تا مرگ مشكوك زندانيان سياسى وغيرسياسى درزندانهاى اين رژيم و.......هرآنچه كه آدمى به مخيله اش نمى رسد. آخوندهاى هاراستاد آن هستند. بله رژيم با اعدام دلارا دارابي به غرب مي خواست اين پيام را بدهد كه كشتن نفرات براي ما مثل آب خوردن است واصلا گوشمان به اعتراضات بين المللي بدهكارهم نيست وككمان هم نمي گزد . ولي حاضريم سر بقا و ماندن خودمان هر مامعله ايي راانجام بدهيم
به شرط اينكه شما هم ازخر شيطان پائين آمده وبا ما راه بيائيد وحاضريم حتي حكمى را كه داديم بلافاصله ماست مالي كرده ودل شما را به دست بياوريم.
فرهان حق , سخنگوي بان كي مون دبيركل سازمان ملل گفت از آزادى خانم صابري خوشحال است ودبيركل مرتب با تهران درتماس بوده است, باراك اوباما
رئيس جمهور آمريكا از حكم جديد استقبال كرد وگفت آن رانشانه اي ازرفتار بشر
دوستانه ايران مي داند, هيلارى كلينتون وزيرخارجه آمريكا نيز گفت كه با شنيدن اين خبر دلگرم شده است واين پيام ها همه نشان از اين دارد كه تير آخوندهاي جنايتكار به خال خورده وآماده گشادكردن كيسه هاى خود هستند تا بتوانند چند صباحي بيشتر به حكومت ننگين خود ادامه دهند.

جواد شفايي ايتاليا